
قهرمانی آسیا 2012 - ویتنام
ا
ا
ا

یادبود کاپابلانکا 2012 - کوبا
ا
ا
ا

قهرمانی دانش آموزان جهان
یاش - رومانی
ا
ا

مسابقات آزاد نخجوان
مشاهده جداول C , B , A

بین المللی دوبی امارات
ا
اااا
ا

مسابقات بین المللی تایلند
ا

قهرمانی جوانان کشور
دختران - پسران
ا
ا

دومین دوره مسابقات جام نوروز
باشگاه شطرنج آرمن (ریتد)
ا
ا

مسابقات بین المللی
جام ابوترابی قزوین
ا
ا

دهمین دوره مسابقات
بین المللی جام خزر
اا
ا
نخستین دوره جام میثاق
اسفند 1390 - تهران
.png)
تهیه کتب شطرنجی
کتاب های جدید رسید 
روزنوشت: روزنوشت : شرمنده كه خيلي بي آبرو نيستم !
روزنوشت های من : شرمنده که خیلی بی آبرو نیستم ! روزنوشت های من : شرمنده که خیلی بی آبرو نیستم ! ببخشید ... اصولا آدم بدقولی نیستم ... ولی نشد که زودتر بخش روزنوشت هامو فعال کنم ... حتی کلی واسه این بخش تدارک دیده بودم که همش نصفه کاره مونده ... نشون به این نشونی که حتی لوگوش رو هم نرسیدم بسازم ! خلاصه گفتم فعلا تبدیلش کنم به گاهنوشت تا ببینیم بعدا چی می شه ... همینجوری دست خالی دلمو زدم به دریا ... بگذریم ... درست چند ساعت و چند دقیقه و چند ثانیه پیش، هجدهمین دوره مسابقات قهرمانی تهران با تمام تلخی ها و شیرینی هاش به پایان رسید. خنده داره ... امروز اداره برق سنگ تموم گذاشت ... دوبار وسط دور آخر مسابقه برق رفت و اومد ... نمی دونم چندمین قهرمانی تهرانی بود که توش حضور داشتم ... هفتمین ؟ هشتمین ؟ نهمین ؟ ولی این یکی یه چیز دیگه بود ... برعکس سال قبل، این دفه مسابقه خیلی خوب و بی حاشیه برگزار شد ... (البته به غیر از یه بازی مشکوک دور آخر که هیشکی هم به روی خودش نیاورد) ... خیلی سعی کردم این یه دونه هم نباشه ولی نشد ... کاشکی همون یه دونه هم نبود ... به همین مناسبت از همه ی شرکت کنندگان این مسابقه (به غیر از اون دونفر!) به خاطر حضور جوانمردانه و پهلوانانشون تشکر می کنم و امیدورام شطرنج پاک سرلوحه ی تمامی رقابت های کشورمون باشه ... راجع به عوض شدن نابهنگام سالن مسابقات هم که با مسئولیت این جانب انجام نشد نمی دونم باید عذرخواهی بکنم یا نه ... بهر حال من از طرف اون ها از همه ی شما عذر می خوام .... آخیشششششششششش .... بالاخره تموم شد ... شاید نباید اینو بگم ... ولی باید اعتراف کنم که خسته شدم ... نه از این همه کار ... بلکه از این همه حرف ... بماند ... خدا وکیلی با عشق دارم کار می کنم ... تشکر هم لازم نیست چون گفتم که عشقمه ... (حالا کی تشکر کرد !!؟) .... ولی اصلا توقع ندارم کسی ... یه چیزهای عجیب و غریب و یک حرف و حدیث های بانمکی تو این یه هفته شنیدم که از تعجب داشتم رو سرم عاج فیل در می آوردم ... یکی می گفت بابا این جونور ! تو قرعه کشی دست می بره یعنی تقلب می کنه !!! (اونم قرعه کشی ای که با کامپیوتر انجام می شه و دور به دور برای مشاهده عموم رو سایت قرار می گیره) .... خدائیش ها ... بعد 1000تا مسابقه دیگه فکر نمی کردم کسی به فکرش این چیزا خطور کنه ... یکی می گفت این خواهر زادش تو جدول داره بازی می کنه و هی داره به نفعش می گیره !!! جهت اطلاع باید عرض کنم ... بنده تازه امسال به مقام شامخ دائی ای نایل شدم ... دو تا خواهر زاده دارم یکی 8 ماهشه یکی دیگه 4 ماهه !!! (البته به کسی نگین اون 8 ماهه هرو بیشتر دوستش دارم ولی خنگه یه کم ! شطرنج یاد نمی گیره تو این سن ! که من بیارمش تا کسی ناخواسته و از روی بی اطلاعی گناهامو نشوره !!!) حالا باز جای شکرش باقیه گفتن من دائیشم اگه می گفتن خالشم چیکار می کردم !!؟ یکی دیگه می گفت : ولش کن بابا ... بیخیال ... بزار بگن ... خارج از این چرندیات، چندین ماهه که به صورت فشرده و تنگاتنگ و بدون کوچکترین استراحتی (بخوانید تمرد اعصاب !) مثل یه تراکتور دارم مسابقه برگزار می کنم (از این شهر به اون شهر ، از این سالن به اون سالن) .. نه نه نه ... نگین بخاطر پولشه که نامردی کردین ... کاشکی حداقل روم می شد حق الزحمه های این مسابقات اخیری که انجام دادمو بهتون می گفتم ... شرمنده که خیلی بی آبرو نیستم ! و همین الانم که خیالم از مسابقه قهرمانی تهران راحت شده، نمی دونم با این مسابقات بی موقع و بی مصرف قهرمانی رده های سنی آسیا باید چی کار کنم !؟ ... مسابقه ای که نه فایده ای واسه کشورمون داره و نه از برگزاریش چیزی عایدمون می شه ... به لطف دوستان سهمیه اضافی هم که نداریم (یعنی میزبانی کشک !) و در ضمن امکانات کافی هم برای برگزاری این چنین مسابقه بزرگی اون هم در 12 رده !!! نخواهیم داشت. خدایا خودت رحم کن ... اگه هنوز مجاب نشدید باید خدمتتون عرض کنم به غیر از "سن ایچ" که قول داده در مراسم افتتاحیه و اختتامیه این مسابقات با آبمیوه از میهمانان پذیرائی کنه تا به این لحظه حتی یک دونه اسپانسر هم واسه این مسابقات جذب نشده ! حتی در حد همون آب میوه !!! مطمئنم که انقدر شوکه شدید که نمی خواهید این حرفمو باور کنید .... تازه باید خدمتتون عرض کنم که مراسم افتتاحیه اونچنانی هم نداریم چون پول نداریم ... احتمالا دست 4 نفر 4 تا پرچم می دیم می گیم هنرنمایی کنن ! کار دیگه ای نمی تونیم بکنیم خوب ! البته باید دنبال یه گروه موسیقی در پیت هم باشیم که پول نخواد ... با صحبت های دوست عزیزم در اون سلسله مقالات حتما از نخود و کیشمیش های معروف اختتامیه هم خبری نیست ... اختتامیه که چه عرض کنم ... حتی کاپ و مدالمون هم هنوز معلوم نیست ! جای مسابقه رو یکی بگه کجاست !؟ یادتونه که !؟ بعد از کلی جستجو بین هتلها و اماکن و بعد نشون کردن هتل المپیک و ارم و لاله قرار شد مسابقات تو هتل المپیک مجموعه ورزشی آزادی برگزار بشه ... یه هفته قبل قرار شد به علتی (پدر بی پولی بسوزه ) این مسابقات رو به هتل ورزش منتقل کنیم ... هتلی که ماه هاست که درش قفل و پلمپه !!! پریروز ها هم بود که پیام آمد که این مسابقات در محل فدراسیون خوشبخت و متمول شطرنج برگزار می گردد !!! خدایا فردا نگن تو هیاته یه وقت مسابقه !!!؟ این یکی خیلی جالب تر و البته غمگینانه تره ... امروز فهمیدم سرداور مسابقاتمون هم آره ! یعنی معلوم شده بود چه شخصیت شطرنجی و پیشکسوت وطنی ای قراره سرداور باشه ... ولی مثل این که تو جریانات باند بازی کنفدراسیون نشین ها ... آره ... آقا اون ها هم باند دارن ... مگه چیشون از ما کمتره ... فکر کردین الکیه !؟ آقا ... رئیسمون هم که چه دل گنده ای داره ... دریاست ... هنوز از سفر خارج به موقعش بر نگشته ... البته درسته که ایشون قرار نیست کاری انجام بدن ولی فکر کنم حضور ، کنترل و نظارت رئیس مسئله ی قابل بحثی نباشه ... شایدم خیالش از ماها راحته ... کارها رو سپرده و مطمئنه که انجام می شن ... امیدورارم هرچه زودتر ایشون رو در محل فدراسیون ببینیم ... آره ... نگاه کن ! تا یکی دو روز دیگه مسابقات قهرمانی رده های سنی آسیا شروع می شه ... باید بگم همه دارن از جون مایه می زارن و یا می خوان بزارن و یا اینکه خواهند گذاشت (دیگه کی (When) دیگه !؟) ولی ... ولی نداره ... پول نداریم !!! آقا بد دردیه این پولیه ... هی ... به قول ارسلان، فادر (Father) این بی پولی بسوزه ... نمی دونم چرا این روزها همه ی کادر فدراسیون ناراحت، غمگین، افسرده (بخوانید افسرده تر!) و عصبی هستن ... شاید طبیعی باشه ... یه سری ها که به زور به هم سلام می کنن ... یه سری ها فقط منتظرن این مسابقه تموم شه تا .... تا چی ... !؟ وای کار خیلی زیاده ... مثلا همین افشین ... انقدر کار ریختن سرش که داره غرق می شه ... بابا آدم آهنی هم که بود کم می آورد ! کاشکی می شد فدراسیون هم یه شماره حساب 3333 داشت ... اونوقت مجبور نبودیم انقدر بشنویم : نمی شه ... نه آقا ... همینه که هست ... من که بعد از این مسابقه می رم ... به من ربطی نداره ... به درک ... نیست دیگه آقا ... و ... و ... و ... من نمی دونم ما که تو برگزاری 3 رده همزمان قهرمانی رده های سنی کشورمون موندیم اینجور میزبانی هامون چیه !؟ آیا اینجور میزبانی ها به غیر از فرسوده کردن عوامل اجرائی کشورمون که باید در وهله ی اول در خدمت مردم خودمون باشن چیز دیگه ای هم برامون داره !؟ فقط امیدوارم آبرومون نره ... یعنی می شه !؟ خواهش می کنم شما ها هم واسمون دعا کنید ... در آخر می خواستم عذرخواهی کنم ... از کی ... خوب معلومه از همه ی اونایی که تو این مدت پشت خط تلفنم موندند و یا اونایی که من سوالاشونو تند تند و بدون طمانینه جواب دادم ... یا اونایی که کمی واسه راه افتادن کارشون تو صف موندند ... چیکار کنم بخدا ... بخدا منم آدمم ... تو این روزها بیشتر از روزی 200 تا تلفن جواب دادم ولی می دونم که بازم خیلی ها پشت خط موندن ... وای !!! انقدر که هر روز بازیکنای مختلف راجع به ریتینگ و شرایط گرفتنش از من حضوری سوال کردن که اسم ریتینگ می یاد تنم می لرزه ... توروخدا ببخشید که اگه گاهی تند جواب دادم یا به علت خستگی زیاد خوب نتونستم توضیح بدم ... اوه اوه ... چشمام دیگه باز نمی شه ... وای ! پاک ساعتو یادم رفت ... صبح باید برم فدراسیون کلی کار مونده ... یادتون نره ... توروخدا دعا کنید واسمون ... شبت خوش شطرنجی ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 24 تير ماه ، 1387 توسط admin
مرتبط با موضوع : روزنوشت های من : این بار غیر شطرنجی ! [شنبه، 30 آبان ماه ، 1388] روزنوشت هاي من: مارها، لك لك ها و قورباغه ها! [شنبه، 30 آذر ماه ، 1387] روزنوشت هاي من : به نام خالق عشق و انديشه [جمعه، 18 مرداد ماه ، 1387] روزنوشت هاي من : جدا چرا انقدر پوست کلفتیم ... [سه شنبه، 1 مرداد ماه ، 1387] روزنوشت هاي من : يادم باشد يادم باشد ... [جمعه، 28 تير ماه ، 1387] خبرداغ : فدراسیون شطرنج در آتش سوخت !!! [سه شنبه، 13 فروردين ماه ، 1387] شاهكاري به نام دفاع لوژين [جمعه، 25 آبان ماه ، 1386] |
ورود
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 9 ![]() انتخاب ها
|