خوش آمديد!
03:51 سه شنبه 2 خرداد ماه ، 1391
همه از يك خانواده ايم
رويدادهاي در جريان (Current)
تهیه کتب شطرنجی



تهیه کتب شطرنجی

کتاب های جدید رسید 

یک تصویر (4)



اسمارتیزهای شطرنجی!

ما را از طریق فید بخوانید

اخبار: روزنوشت هاي من: مارها، لك لك ها و قورباغه ها2

 

روزنوشت های من ...

مارها ، لك لك ها و قورباغه ها !

به روز رساني شد !!!   



 

تنها لطفش اين بود كه زنگ خور موبايلم در روز 10 برابر شده و كلي هم حرف و حديث از خودم اين ورو و اونور مي شنوم ... خدائيش ديگه بعضي ها خيلي نامردن ...

نيمه شب چهارشنبه هفته پيش خسته و كوفته تازه از سفر رامسر (مسابقات نيمه نهايي) رسيده بودم و صبح به زور پاشدم رفتم فدراسيون ... كلي كار ريخته بود ... درست وقتي به زحمت همه كارهارو انجام دادم و داشتم از فدراسيون خارح مي شدم كه برم خونه يك استراحت كوتاه بكنم و برگردم بيام هيات ليگ دسته يك تهران رو برگزار كنم ... يك دفعه ديدم يه عالمه مردم دم در فدراسيون ايستادن و البته كلي ناراحت ... بعضي هاشون به شدت عصبي شده بودن ...

حقم داشتن ... صحبت كردم ديدم مثل اينكه مسئولين نيمه شب گذشته بدون هيچ هماهنگي اي و بدون دليل مشخصي تصميم گرفتن مسابقه رو تعطيل كنن و اين 80 ، 90 نفري كه از گوشه و كنار با هزار اميد و آرزو پاشدن اومدن فدراسيون همه بايد دست از پا درازتر برگردن ...

يك دفعه يك تصويري اومد جلوي چشام ... آخ اون زمان هايي كه جمعه براي شركت در مسابقه هفتگي مي آمديم فدراسيون و مي ديديم در بسته است ... واي كه هرچي زنگ مي زديم بشگرد تلفن جواب نمي داد ... تمام هفته مون خراب مي شد ... تا هفته بعدي كلي كلافه بوديم ...

خلاصه با هزار بدبختي كليد درها رو پيدا كردم ... از اين اتاق و اون اتاق فدراسيون صفحه و مهره و ساعت جور شد و مسابقه رو برگزار كردم ... چقدر به همه چسبيد ... به خودم از همه بيشتر ... انقدر جوگير شدم كه گفتم فردا هم بياين من برگزار مي كنم !!!

صبح فرداش اومدم ليگ دسته دو رو برگزار كنم ... بماند كه تمام شب گذشتش با همكاري مسعود جان مشغول درست كردن جدول كامپيوتري مسابقات بوديم ...

مسابقه دسته دوي بيست و سه تيمه هم به ياري خدا بدون هيچ مشكلي برگزار شد ... حالا يكي دوساعت ديگه هفتگي شروع مي شه ... دفتر مسابقات هيات كه در طبقه اول فدراسيونه با خوكدوني هيچ فرقي نداره ... ديگه دلم راضي نمي شه تو همچين اتاقي كار كنم ... با دستمال و جارو و تي (طي!) و ... دست به كار شدم ... نزديك به نصف اتاق آشغال ريختم بيرون ... از وسطاش آقا جعفر هم اومد كمك و بالاخره بعد يكي دوساعت اونجا شد شبيه اتاق ...  معلوم نيست قبلاً تو اون اتاق چي كار مي كردند ...

فقط مونده شستن كف و ديوارهاي اونجا كه فكر كنم براي تميز كردنش به مواد راديو اكتيو نياز داريم كه اون ديگه از عهده من خارج بود ...

براي مسابقه بعد ازظهر 100 نفر اومدن ... چقدر با شكوه برگزار شد مسابقه ... شنبه كلي با بچه ها صحبت كردم و ازشون خواستم كه ديگه چنين مسئله اي تكرار نشه ...

افسوس كه ديروز و امروز شاهد اين بودم كه بازهم همه پشت درهاي بسته موندند ... واي از همه بدتر ... آقاي مفرد كه به من ده بار قول داده بود كه براي ثبت نام مسابقات غدير نونهالان تلفن هاشو جواب بده بازهم طبق معمول بدجوري همه رو گذاشت تو آنپاسان !!!

آره ... من كه هر وقت زنگ زدم يا خاموش بود يا از دسترش خارج ... خدا كنه بقيه كه زنگ زدن جواب داده باشه ...

نمي دونم اگه بگه من جواب نمي دم يك خاك ديگه اي مي ريزم تو سرم، ولي وقتي اصرار داره و قول مي ده ولي انجام نمي ده واقعاً نمي دونم چيكار كنم ... انقدر آدم ساده و ماهي هم هست كه هيچ برخوردي هم نمي شه باهاش كرد ... خدايا خودت زودتر همه چيز رو درست كن ...

واقعاً اين چند تا مسابقه آخري هيات رو كه با بدبختي و با هزار مكافات برگزار كردم ... خيلي حساسم كه قوانين مو به مو رعايت بشه و حق و ناحقي نشه ... ولي اگه مسابقه در سطح لينارس هم برگزار كنم باز هم تو اين اوضاع لجن سالن و دستشويي گم مي شه ...

زمان حاجي خيلي زود به اين خريتم پي بردم و خواستم استعفا بدم ولي اطرافيان نذاشتند ... آخه حاجي كلي قول داده بود كه متاسفانه به دلايل مختلف انجام نشد ... حالا هم اگه استعفا بدم مي گن ديدين فلاني تو باند طرف بود ... تا طرف رفت زود استعفا داد ... واقعاً چه كاري بايد كرد !؟

تا اين لحظه تو هيچ باندي نبودم و دوست هم ندارم به هيچ باندي منصوب بشم ...

چو تخته پاره بر موج ... رها رها ... رها من ...

آيا با استعفاي من مشكلي حل مي شه ... من كه فكر نمي كنم ... فقط با اين تصميم خودخواهانه مي تونم حداقل خودم رو راحت كنم ... ولي با اين شرايط هم كار كردن بي فايده است ... هه هه ... خندم گرفت ... همچين مي گم استعفا انگار پست رياست جمهوريه ... به قول لاهيجاني ها : "پيتار چيسه كه كله پاچه بوون " يعني مورچه چيه كه كله پاچش باشه ... اين هم از عواقب برگزاري اوپن لاهيجان !!!

راجع به فدراسيون هم احتمالاً كارم به استعفا نمي كشه ... به لطف دوستان زيراب زن و تنگ نظر كه دارن شبانه روز زحمت مي كشن زودتر اخراج مي شم !  بماند كه من الان در حال حاضر يك قرباني خوب محسوب مي شم براي دم انتخابات ... خوب مي تونن با معاوضه من امتياز كسب كنن بعضي ها !

اما من مطمئنم كه ارزششو داره ... البته اين سناريو ديگه كاملاً تكراريه ... گروكشي ... رديف شدن كلي افترا پشت سرهم و اخراج ...

ولي ... آره ... اينها به گفتن حقيقت كه دلم رو سخت مي فشاره مي ارزه ...

ايشالا هرچي كه به نفع شطرنجه ... فقط ...

هرکه در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند ...

اكنون خواب به شدت بر من مستولي شده ... راستي دو سه تا نامه و همچنين نقد مشتي واسم اومده كه بزنم تو سايت ... فقط بايد منتظر باشين كه مشورت كنم بعد ... يكي از اين نامه ها رو يكي از عزيزترين دوستانم آماده كرده ... به نظر من بهترين نامه اي كه تا بحال در شطرنج نوشته شده ... از اين نامه هاست كه حسابي تكون مي ده ... منتظر باشين ...

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم.
باغبان از پی من تند دوید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ...
سالهاست که در گوش من
آرام ... آرام ...
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت !؟

از لطف شما سپاسگذارم و ممنون از اینکه دردل هایم را با صبر و حوصله می خوانید.



ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 2 دي ماه ، 1387 توسط admin  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 بهزاد کلانتری قهرمان استان اصفهان شد  [يكشنبه، 24 ارديبهشت ماه ، 1391]
 چاپ یک مقاله شطرنجی در فصل نامه حرکت  [شنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1391]
 پایان مسابقات شطرنج ریتد جام تهران  [پنجشنبه، 21 ارديبهشت ماه ، 1391]
 استاد بزرگ گلی زاده قهرمان تبریز شد  [چهارشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1391]
 مسابقات جام تهران در حال برگزاری است  [جمعه، 15 ارديبهشت ماه ، 1391]
 رسوايي دوپينگ استادبزرگ واسيلي ايوانچوك !  [جمعه، 29 آذر ماه ، 1387]
 رخ در رخ نوشت : وانگ - مردي كه نمي بازد !  [چهارشنبه، 27 آذر ماه ، 1387]
 مدال برنز مدارس آسیا براي صالح ميرزائی  [چهارشنبه، 27 آذر ماه ، 1387]
 دهمین دوره مسابقات شطرنج سریع قهرمانی کشور  [جمعه، 22 آذر ماه ، 1387]
 Let kings decide the result of a game on the board  [جمعه، 15 آذر ماه ، 1387]

ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 13


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب